هم قافیه با مهتاب...

دست بردار از این در وطن خویش غریب..

هم قافیه با مهتاب... | تا شقایق هست زندگی باید کرد...

نگاه
هم قافیه با مهتاب... دست بردار از این در وطن خویش غریب..

اهل اینجایم....

کاش قصه ی تو اینجوری نبود....

کاش جور دیگری آغاز شده بود...

تمام شده بود....

کاش اینجوری نبودی....

 

 

 

پ.ن:قلمم فقط داره بیراهه میگه این روز ها.....

یه بیراهه بزرگ.....

هدایت میخواد...

کمکش کنین!


موضوعات مرتبط: تا شقایق هست زندگی باید کرد...

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۲ | 19:15 | نویسنده : نگاه |

خدایا

مرا ببخش ......

فقط همین.....


موضوعات مرتبط: تا شقایق هست زندگی باید کرد...

تاريخ : شنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ | 20:0 | نویسنده : نگاه |

شاید دلی بلرزد از پاکی شان........

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۱/۰۴/۱۳ | 15:24 | نویسنده : نگاه |

ستاره های رنگی

به آسمان نگاه کرد...

از دور نگاهش می کردم،گفت:خواهرم خدا آن بالاست؟؟

گفتم خدا همه جا هست.....

گفت :اجازه میدهد کمی از ستاره ها را برایش بچینم؟؟

گفتم :بله هر قدر که میخواهی.....

دستان کوچکش را بالا برد

من هم....

مادرم آمد و ما را دید .پرسید :چه می کنید؟

گفتیم :داریم برای خدا ستاره می چینیم....


موضوعات مرتبط: تا شقایق هست زندگی باید کرد...

تاريخ : جمعه ۱۳۹۱/۰۴/۰۹ | 10:57 | نویسنده : نگاه |

شنیدم بعضی ها می گن:از زندگی خسته شدیم!

خدایا ما آدمها چرا اینجوری هستیم؟اونقدر اصرار برای اومدن و حالا...

نظر هاتونو بهم بگین!!


موضوعات مرتبط: تا شقایق هست زندگی باید کرد...

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۱/۰۳/۱۴ | 21:44 | نویسنده : نگاه |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.